زمان؟

نوشته هاي متفرقه نظر دهید »

 وقتي كه هنوز بچه هستيم و كوچك ، زمان چقدر بزرگ است .آنقدر بزرگ كه سال انتها ندارد ، يك ماه بزرگ است به طوري كه هر چيزي كه دور و دست نيافتني است را مي گوييم از اينجا تا ماه ؛ يك هفته بزرگ است ، به اندازه يك پارك و بزرگي ديدار مادر بزرگ و روز چنان بزرگ است كه از صبح تا شب هر چه با هادي ، تا انتهاي كوچه دوچرخه سواري ميكنيم و به خود جرات مي دهيم تا براي يك بار هم شده از كوچه بيرون برويم ، تمام نمي شود.       وقتي بزرگ مي شويم ؛ زمان كوچك است خيلي كوچك ، يك سال آنقدر كوچك است كه براي آخرين روزش هم برنامه داريم وقتي عيد مي شود اصلا خوشحال نمي شويم [من نمي دانم كه چرا عمو ديگر به من عيدي نمي دهد ، شايد او هم بزرگ شده است.] يك ماه به بزرگي حقوق ماهيانه است و تمام شكوه آن فقط در باجه بانك يا دست اوستا كار خلاصه مي شود وقتي از آنجا دور شدي ديگر نه ماهيانه داري نه ماه. يك هفته كوچك است به اندازه تمام خواب بعد از ظهر و لذت يك روز تعطيل . روز چنان كوچك است كه در پايان وقتي  مي خوابي تمام روزمرگي ات جلوي چشمانت است .    ولي زندگي آنقدر بزرگ است كه تمام كودكي ات را فراموش مي كني.   و گاهي زندگي آنقدر كوچك است كه بعد از شصت سال وقتي روي خاطراتت خم مي شوي سايه اي از كودكي، نوجواني، جواني و پيري را مي بيني و روز شمار مرگ مي نشيني و نمي داني كه زندگي بزرگ بود يا كوچك .

حقوق بشر – سازمان ملل متحد – دختري در جستجو تكه هاي مادرش

نوشته هاي متفرقه, دانشکده نظر دهید »

 اين ترم حقوق سازمانهاي بين المللي داشتيم ، در اين كلاس آموختم كه جامعه ملل داشتيم وبعد سازمان ملل جايش را گرفت و چندين سازمان ديگر براي كمك به حقوق بشر به سازمان ملل كمك مي كنند . همچنين در اين كلاس ، مفهوم جنايت عليه بشريت و جنايت جنگي را فهميدم . خوشحال شدم كه هنوز بشريتي باقيمانده است و كساني كه براي آن ارزش قائل باشند . جام جهاني شروع شد ، دنيا در تكاپو و تشويق بودند و خانواده اي در كنار ساحل مشغول استراحت بودند وخانواده هاي ديگري كه آنها هم مي دانستند حقوق بشر چيست ، آنها مي دانستند كه در كتب حقوقي آمده است كه به غير نظاميان نبايد تعرض شود و وقتي كه كشتي هاي جنگي را ديدند توجهي نكردند و كشتي ها هم به خاطر اين بي توجهي بر سرشان آتش ريختند و جهان در حال تشويق بود ، تشويق تيم مورد علاقه اش و كودكي در كنار ساحل پدرش را ديد كه صورتش متلاشي شده ، صورت مهرباني كه او را مي بوسيد ، جهانيان تشويق كردند، دخترك مادرش را ديد كه تكه تكه شده است و دنبال صورت مهربان مادرش بود كه دستهايش را پيدا كرد دستهاي كه دست نوازش به سرش مي كشيدند و جهانيان هورا كشيدند . تازه فهميدم حقوق بشر تنها در كتابها آمده است ،كتابم رابستم و در قفسه كتابهايم گذاشتم.

3تير 85

زيباترين جمعه

نوشته هاي متفرقه, دانشکده, عمومی نظر دهید »

 

روز دوم تير اولين جمعه بعد از پشت سر گذاشتن ترم چهار بود .

نماز جمعه رفتم ، خيلي از نمازي كه خواندم لذت بردم . بعد از ظهر دوستم سجاد زنگ زد گفت : بريم چهلمير [ تفريگاه درگز] ؛ خيلي وقت بود كه طبيعت را زيارت نكرده بودم ، در يك گوشه دنج كنار يك جوي با صفاي آب نشستيم ،يكي دو ساعت كه آنجا بودم به اندازه يك عمر جوان شدم . چه زيبايهاي در اطرافمان هست و غافل از احوال خويشتنيم.

3 تير 85 – درگز

پانزده روز مرد افكن / استقبال تولد 9 روز

نوشته هاي متفرقه, دانشکده, عمومی نظر دهید »

روزهاي بسيار سختي بود كه تقريباً توانستم با موافقيت پشت سر بگذارم. در اين پانزده روز 9 امتحان داشتيم كه شبها تا صبح بيدار بودم اين اولين بار در عمرم بود كه 9 طلوع را مي ديدم ؛ واقعا لذت بخش است ، من كه فكر مي كنم، وقت طلوع صبح قسمتي از بهشت است؛ يك نسيم جادويي كه گويا ماورا زميني است تمام موجودات را بيدار مي كند و به محض روشن شدن هوا و آن نسيم جادويي تمام موجودات حتي حشرات از خواب بيدار مي شوند . صدايي گنجشگها و پرواز آنها واقعا وصف نشدني است [ هميشه همين موقع به خودم مي گفتم بيست ويك سال از عمرم تلف شده كه نتوانستم اين صحنه را ببينم و تصميم مي گرفتم بعد از امتحانات هم صبحها بيدار شوم و پياده روي كنم ] .

بعضي وقتها زيبايي همين نزديكي هاست ولي ما از آن غافليم ؛ شايد چيزها زيباي ديگه اي پشت پنجره اتاقم باشد و من نديده ام .

3تير 1385

شاد زي با سيه چشمان شاد / كه جهان نيست جز فسانه و باد

نوشته هاي متفرقه, دانشکده, عمومی یک نظر »

بودني بود مي بيار اكنون

رطل پر كن مگوي بيش سخون

رودكي

ترم پيش فارسي عمومي را با يك استاد اهل حال برداشتم و ايكاش از اين درس مي افتادم تا دوباره مي توانستم دوباره سر كلاس فارسي عمومي بنشينم!   

       استاد مشاراليه مردي بود بلند قدر ،خوش چهره و خوش برخورد  و مردي از جنس سهراب ، شعر خوب مي گفت [ جزو پنج نفر شعر نو در ايرانم ]  ؛ ني خوب ميزد [ از بچه گي ني لبك تنها رفيق غمهام بود] ، دانشجويان زيادي را شيفته اخلاق خودش كرده بود [ دلبردن آسونه شقايق ] ، و تاثيري كه اين مرد فرزانه در زندگي من گذاشت بيشتر از آنچه كه فكر مي كنيد بود [ تو همون حس غريبي كه هميشه با مني ] ، اين مرد در كلاس شب شعري برگذار كرد و استعداد بسياري از بچه ها را كشف كرد و شماره همراهش را به آنها داد تا هر وقت مشكلي داشتند با او  تماس بگيرند. هميشه از سر كلاسش صداي ني و تنبك به گوش مي رسد ! اين استاد حرفهايي زد :         او گفت : يك روزي ايران پر از شادي بود [ هر روز شادي نوبنياد و رامشي / زين باغ جنت آيين زين كاخ كرخ وار  ] مردم نان شب نداشتند ولي شادي داشتند، مي گفت : ايران در پايان هر ماه يك جشن داشت و از جشنهاي نام برد كه تا آن موقع نشنيده بوديم ، گفت : جشن مهرگاني داشتيم [ تا وقت مهرگان همه گيتي چو زر بود / از آب تير ماهي و از باد مهرگان ] كه ديگر نداريم! و عيد باستاني بود [ آدمي نيست كه عاشق نشود فصل بهار/ هر گياهي كه به نوروز نجنبد حطب است ]     او گفت و ما باورمان نشد ، البته او حق را به ما داد .                    و در آخر اين شعر را خواند و رفت : به شادي دار دل را تا تواني/ كه بيفزايد ز شادي زندگاني .. و من زير لب گفتم : رطل گرانم ده اي مريد خرابات/شادي شيخي كه خانقاه ندارد

.12خرداد 85 

علي دايي بازيكن افسانه اي

نوشته هاي متفرقه, عمومی نظر دهید »


 علي دايي اسطوره ي فوتبال ايران ! همچنان كه مي دانيد در بازي با مكزيك حماسه اي دوباره آفريد .
 
     دايي مرد باغيرت فوتبال ايران كه بعد از 40 سالگي هم هنوز به تيم خودش تعصب دارد اين روزها موضوع بسياري از خبرهاست [ به خاطر رشادتهاي كه در بازي مكزيك آفريد ] ، ممكن است خيلي از عزيزان نمك زوالي كرده ايشان را مذمت كنند ولي اين رسم مشتي گري نيست كه بازي كن عزيزي كه فقط به خاطر ملتش ! توپ مي زند را مسخره كرد !!!
 من از هر كسي انتظار مسخره كردن علي دايي را داشتم به جز عادل فردوسي پور اين مرد ثقه چندين بار در لابلاي گزارشش دايي را با خاك يكسان كرد ! از جمله : وقتي دايي با زجمات بي دريغ خودش يك حد !!! به توپ زد ؛ عادل گفت : اگر دايي 5 سال جوانتر مي شود حتما گل مي زد [ آقاي فردوسي پور اين ديگر خيلي نا عدالتي است آخر بازيكن بزرگي مثل دايي 5 سال پيشم آش دهان سوزي نبود ] ؛  عادل بارها گفت علي دايي تحرك نداشت ! [ آقاي فردوسي پور اگر آقاي دايي تحرك نداشت پس كي 7 تا خطا كرد حالا اگر يك بازيكني يه خورده توپ به پاش نخورد بايد اينقدر ضايعش كرد] ؛ در جاي ديگر گفت : اگر دايي مي رفت بيرون هيچ اتفاقي نمي افتاد [ واقعا باور نكردني است كه شما يك انساني كه زندگي تان را وقف عام به فوتبال كرده ايد ، ندانيد چه اتفاقي مي افتاد ! يكي از اتفاقاتش اين بود كه علي دايي آقاي گل نمي شود ‹ يعني بايد سالها پيش بيرون مي رفت› ]
ثبت چندين ركورد جديد توسط دايي
ركوردهاي قبلي
1-    آقاي گل جهان [ 90 گل زده در مقابل كشورهاي تازه استقلال يافته كمتر از 5000 نفر جمعيت مثل مالديو  و… ؛ بقيه هم از روي نقطه پنالتي در مقابل همان تيم ها]
2-        بيشترين بازي ملي [ اين ديگر نياز به توضيح ندارد ]
3-       دوبار حضور  در جام جهاني [ با بازيهاي بياد ماندني ]
4-      با تعصب ترين بازيكن و مودبترين [ خجالت نمي كشي به كاپيتان تيم ملي كارت مي دي !!!]
ركوردهاي جديد
1-      در يك بازي 90 دقيقه اي 5 بار پا به توپ خوردن [ كيفيت حرف اول را مي زند نه كميت ‘ شعار دايي ‘ ]
2-      در يك بازي كه پاش 5 بار به توپ خورد 10 بار خطا كرد [ موجب بهت و تعجب داوران شد ]
3-      در يك بازي كه 5 بار پاش به توپ خورد مصدوم شد [ اگر 10 بار پاش به توپ مي خورد حتما دار فاني را وداع مي گفت ]
دايي مصدو شد
در خبرهاي امروز آمده بود كه دايي به خاطر حماسه اي كه در مقابل مكزيك آفريد مصدوم از ناحيه كمر شد ؛ حتما به خاطر اون حدي كه زد و نزديك بود گل بشود . ايشان نمي تئاند در مقابل مكزيك تيم را ياري كند ‘ آخه بدبختي از اين بزرگتر ممكن است براي يك تيم اتفاق بيا فتد ؟ ‘
    برانكو گفت : ما به خاطر مصدوميت دايي فينال را از دست داديم !!!
    
       [ علي دايي عزيز همان اول در اوج ! ‹ كه هيچوقت نبودي › خداحافظي مي كردي كه مجبور نشي با اين فجاهت كنار بكشي !!! ]

كرامت انساني كجاست؟

نوشته هاي متفرقه, دانشکده, عمومی نظر دهید »

 حتما شما هم زماني كه هلاكت قاچاقچيان مواد مخدر را در رسانه ها مي بينيد خو شحال مي شويد . ولي من چنين احساسي ندارم ! من و شايد هر انسان ديگري وقتي اين صحنه را مي بيند منزجر مي شود .
 
     ماموران جان بركف نيروي انتظامي واقعا مسئوليت سنگيني بر عهده دارند و الحق كاري بس بزرگ مي كنند كه هر چه از جان فشاني آنها در مرزها و مبارزات با قاچاقچيان بگوييم باز هم كم است [ پدر خودم هم از ماموران نظامي است و مدت دوسال در مرز مستقر بود و چندين بارهم مجروح شد]  منتها سخن اينجاست رفتاري كه اين مسئولان عزيز خواسته يا ناخواسته با اجساد اين قاچاقچيان منفور انجام مي دهند واقعا زننده است و روح هر انساني را به درد مي آورد ،حتما شما هم ديده ايد اجساد آنها را در داخل تويوتا هايشان بر روي هم انداخته و خدا مي داند چه بر سر اينها مي آيد .
     
    من نمي خواهم از اين انسانهايي پست كه باعث از بين رفتن هزاران جوان و متعاقب آن خانواده هاي آنهاست حمايت كنم بلكه بسيار متنفرم . منتها اكثر اين قاچاقچيان هموطنان ايراني خودمان هستند كه بيشترشان هم مسلمانند [ اگر هم كافر باشند انسان كه هستند ]. و از قضاي روزگار آنها نيز خانواده اي، مادري، پدري، پسري ، دختري ، عموي، خاله اي و … دارند و از زير بوته خشخاش بيرون نيامده اند ! و خانواده آنها مطابق اصل شخصي بودن مجازات گناه كار نيستند تا مجازات شوند . يك
لحظه فرزندي را تصور كنيد كه پدر  خود را در تلوزيون بر پشت تويوتا با سري شكافته ببيند آيا مجازات از اين بالاتر براي يك انسان وجود دارد؟
    اصل ماجرا اين است كه اين مفلوكان! از روي بخار معده رو به قاچاق نياورده اند بلكه از روي بدبختي و بلاي خانمان سوز فقر به اين را كشيده شده اند تا شكم زن و بچه خود را سير كنند و اكثر اينها قاچاقچيان خورده پاي هستند كه اسير دست باندهاي مخوف مواد مخدر اند و فقط مسئول حمل مواد هستند؛ در واقع آنكه بايد مجازات شود، سردسته باند است كه  به فكر عبور محموله اي جديدي است . البته اينها نيز بايد مجازات سنگيني شوند و با آنها برخورد جدي شود ولي نبايد تمام ارزشهاي انساني زير پا گذاشته شود تا جنبه خوف از مجازات به نمايش گذاشته شود و آيا عمل انساني كه به خاطر سير كردن شكم خانواده اش دست به جرم مي زند زشت تر است يا آن ميلياردري كه با داشتن ميلياردها تومان ثروت باز هم يك اختلاس ميلياردي ديگر مي كند؟ آيا با او هم چنين رفتاري مي شود؟ …
16 خرداد 1385
 

بررسي توصيفي زندان‌هاي كشور و تبيين مشكلات آنها

حقوق كيفري, حقوق, عمومی یک نظر »

پديده جرم يكي از معضلات جامعه بشري است و در هر جامعه‎اي درصدي از افراد بواسطه ارتكاب جرم مخل نظم اجتماعي و امنيت جامعه هستند. ادامه ی این مطلب را بخوانید »

مراجعه به دادگاه ”

حقوق, عمومی نظر دهید »

هيچ دادگاهي نميتواند به دعوايي رسيدگي کندمگر اين که شخص يا اشخاص ذينفع يا وکيل يا قائم مقام ادامه ی این مطلب را بخوانید »

امتحانات

نوشته هاي متفرقه, دانشکده, عمومی نظر دهید »

خوب مثل اینکه موعد امتحانات از راه رسید و باید یه تکونی به خودمون بدیم . امتحانات از 17 خرداد شروع می شود و اولین امتحان درس شیرین حقوق سازمانهای بین المللی است و دومی درس خشک ! متون فقه که ترسی عجیب از ش دارم سومی حقوق بین الملل عمومی 2 ؛ چهارمی حقوق جزای اختصاصی یک ؛ و مابقی یکی بس از دیگری ؛ این ترم 20 واحد دارم که دو واحد حقوق تجارت قرار حذف کنم !

امیدوارم امتحانات همون جور كه مي خوام بگذرونم

/ بعد از امتحانات[1 تیر]  دوباره وبلاگ نویسی رو شروع می کنم .   


WP Theme & Icons by N.Design Studio in Hoqooqdan & hosted by Jahan Ayandeh
/خروجی مطالب/ /خروجی نظرات/ ورود