روز دوم تير اولين جمعه بعد از پشت سر گذاشتن ترم چهار بود .

نماز جمعه رفتم ، خيلي از نمازي كه خواندم لذت بردم . بعد از ظهر دوستم سجاد زنگ زد گفت : بريم چهلمير [ تفريگاه درگز] ؛ خيلي وقت بود كه طبيعت را زيارت نكرده بودم ، در يك گوشه دنج كنار يك جوي با صفاي آب نشستيم ،يكي دو ساعت كه آنجا بودم به اندازه يك عمر جوان شدم . چه زيبايهاي در اطرافمان هست و غافل از احوال خويشتنيم.

3 تير 85 – درگز