مردی که وبلاگ و جی میلش را به ارث گذاشت
نوشته هاي متفرقه چهار شنبه 6 دسامبر 2006
در حقوق مدنی داریم که، مجموعه حقوق و تکالیف مالی شخص را دارایی او می گویند، که شامل اموال و دیون می شود و هیچ کس را هم نمی توان بدون دارایی محسوب کرد حتی کسی که بیش از اموالش بدهی دارد از نظر وجود دارایی با شخص ثروتمند برابر است . بنده حقیر هم نه اموال دارم نه بدهی مادی ولی تادلتان بخواهد از نظر اخلاقی بدهکارم که همانطور که می دانید جنبه حقوقی ندارد.
ماجرا از اینجا شروع شد که یکی از دوستان را سر صبح دیدم که صحیح و سالم لبخند می زد ، اما بعد از ظهر شنیدم که سکته کرده و متاسفانه فوت کردند( البته سنشان به پنجاه می رسید ) . بالاخره شتری است که در خانه هر کسی می خوابد و خداوند این دوست را رحمت کند ، هر چه خاک آن مرحوم است بقای عمر شما .
وقتی که این ماجرا را دیدم ، به این فکر کردم اگر بمیرم به وارثانم چه چیزی به ارث می ماند ! خوب که نگاه کردم دیدم چهار تا حساب بانکی دارم ، ولی جمعشان مایه شرمندگی ورثه است ، لباسهایم هم چیز گرانباهی نیست.
اما بنده از مال دنیا یک وبلاگ دارم و یک جی میل ! بنابراین ورثه عزیز بنده می توانند بعد از من از وبلاگ من استفاده کنند و مطالب خودشان را در آن بنویسند ، البته نه به اسم من ، البته شاید وبلاگم را وصیت نکردم . اما جی میلم که به این زودی ها فضایش پر نمی شود ، آن رابه ورثه می دهم که از آن استفاده کنند البته ورثه هم فامیل مثل پدر و برادر و فرزند که ما نداریم (چون جی میلی من نام خانوادکی ام است )، هم اینکه این بکس ما یک دفتر خاطرات است و هر وقت به آن مراجعه می کنند ، می دانند که مورث شان با چه کسانی ارتباط داشت و چه چیز های می نوشت ؛ این هم شانس ورثه ماست که مورث بی پول و دانشجو دارند .
آخرین نظر ها