ما چه هستیم

 عجب بی پا و دستیم

همه عاجز کش و دشمن پرستیم

ز نادانی و غفلت زیر دستیم

به رغم دوست با دشمن نشستیم

ما خرابیم ،

چو صفر اندر حسابیم

چو صید اندر طنابیم

جهان را برده آب و ما به خوابیم

شد عالم غرقِ خون ، مستِ شرابیم 

با اندکی تخلص از ترانه های حبیب