چه روزگار تلخ و سیاهی
نوشته هاي متفرقه یکشنبه 18 فوریه 2007آيه های زمينی . . .
چه روزگار تلخ و سیاهی
نان نیروی شگفت آور رسالت را مغلوب کرده بود
پیغمبران گرسنه و مفلوک از وعده گاه های الهی گریختند
و بره های گم شده ی عیسا
دیگر صدای هی هی چوپانی را
در بهت دشت ها نشنیدند
در دیده گان آینه ها گویی
حرکات رنگ ها و تصاویر وارونه منعکس می گشت
و بر فراز سر دلقکان پست
وبر چهره ی وقیح فواحش
یک هاله ی مقدس نورانی
مانند چتر مشتعلی می سوخت مرداب های الکل
با آن بخارهای گس مسموم
انبوه بی تحرک روشنفکران رابه ژرفای خویش کشیدند
و موش های موذی اوراق زرنگار کتب رادر گنجه های کهنه جویدند . . .
فروغ فرخزاد
آخرین نظر ها