MOSADEQ

بگذار پیام ترا

با چشم های ساکت منتشر کنم

بگذار با عصای تو ، انتظار ما

بر گور روستائیت آهسته گل کند

بگذار آب های پرواز

همواره در ستایش آزادی

زیر درخت پیر

روان باشند.

 

آه از شهود مرگ، که می دانست

چون می توان زپای انداخت

پیران و پهلوانان را

(آیین انتقام چنین است)

و پنجه زد به حنجره خسته

خلقی ترین سخنور دوران را.

 

آگاه باش ، زیستی ای چنین عقیم :

از خانه تا اداره مشغول

از می فروش تا در سقا

وز تشنگی به تشنگی دیگر،

ایثار نفس ماست، ولی هرگز

در سر نپخته شوق نشان های افتخار

بگذار تا سکوت ثمرمند ما

بر شاخه های اصل پا کرده بشکفد.

 

این یک سلوک بودن در بومی است

که خوی پروراندن مردان پیر را

از دست داده است.

محمد علی سپانلو

تهران 10/4/55

زندگينامه دکترمصدق در ويکي پديا

مصدق در عرصه علم و قلم