هميشه نوشته هاي روي ديوار و روي اسكناس توجه من را به خود جلب مي كند ولي اين بار نوشته اي ديدم كه باعث ايجاد تعجب و ترحم در من شد.

بر روي يك اسكناس 200 توماني يك نامه به امام رضا [ درود خدا بر او باد ] نوشته شده است. اين نامه از طرف يك جوان كه در حال گذراندن دوران خدمت سربازي و عاشق دخترخانمي سمان! نام است نوشته شده و به نظر به مرقد حضرت امام رضا درود خدا بر او بادانداخته شده است و درحال حاضر به دست من رسيده است.

اين سرباز عاشق پيشه داراي احساسات پاك و قلبي ساده و از سواد پاييني برخوردار و همچنين از نظر مذهبي متاسفانه دچار خرافات مذهبي شده است وي در اين نامه در كمال معصوميت تمام حرف هاي خصوصي خود را براي امام رضا [ درود خدا بر او باد ] بر روي اسكناس! نوشته و گويا واقعن بر اين باور بوده كه پول هاي كه به ضريح ريخته مي شود به دست امام رضا [ درود خدا بر او باد ] مي رسد !!و حتا در آخر خواسته يا داد خواسته خود براي رسميت و اصالت نوشته هايش آن را امضا كرده است و نام خانوداگي خود را نيز نوشته و تاريخ هم زده است!

گذشته از جنبه هاي روانشناسي ، جامعه شناسي و آسيب شناسي مذهبي اين عمل كه جا دارد مورد بررسي قرار گيرد، عكس و متن نامه را را در اين جا منتشر مي كنم

اسکناس دویست تومانی که در آن به امام هشتم نامه نوشته شده است

 

نمای نزدیک روی اسکناس دویست تومانی

 

 

 

 

 

 

 

 

طرف دیگر اسکناس

برای دیدن بقیه عکس ها کلیک کنید

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متن نامه

يا ضامن آهو

سلام عليكم يا امام هشتم

من عاشق را بطلب و آرزوي مرا برآورده كن [.]1 به اميد خدا [،] اول اينكه

پدر و مادرم را و خانواده م ‌[ ام] را تن درست [ تندرست]

وسالم بگردان [.] برادرم را سر براه كن سرعقل بياد

[.] مرا به راه راست هدايت كن خدمتم را به زودي تمام كنم

و سركارم برم و زندگي موفقي دركنار

خانواده ام در كنار هريك زندگي

خودم را داشته باشم[.] عشق مرا براي [ برايم ]

نگه دار[،] باباش هم پاش خوب بشه مارو به هم برسون

تا زندگي موفقي در كنار هم

داشته باشيم [.] [ ! ] يا امام رضا

مرا براي هيچ وقتي مهتاج [ محتاج]

نامرد نكن هميشه سرپاي

خودم باشم و استوار

زندگي خوب در پيشرو داشته باشم [.]

صبر ايوبم زياد بشه عجول نباشم [ ! ]

مادرمو مي سپارم دست خودت [ !!! ]

پشت اسكناس

من در شهر برادر گراميتان [ !!! ]

دارم خدمت مي كنم

سلام شما را هم به ايشان

مي رسانم [.] [ !!! ]

يا امام زاده سيد صالح

يا امام رضا كمكم كن [ ! ]

امضا

جان باپور

26/9/84

متين+سمان

M+S

1. آنچه كه داخل اين علامت [ ] آمده است در اصل نامه نمي باشد و براي انتقال بهتر معني و مفهوم متن نامه نوشته شده است.


بانوی عزیز در قسمت نظرات مطلبی نوشته اند که جا دارد پاسخ آن را در اینجا بدهم تا مستله برای سایر دوستان نیز روشن شود.

بانوی عزیز فرموده اند:

بانو گفت:
یکشنبه 12 آگوست 2007 در 4:54 pm e

[ با سلام
چرا بولی که باید توی ضریح باشه دست شماست به هر حال اون نامه ای بوده که صاحبش نمی خواسته فاش شه شما اصلا کار درستی نکردید از شما بعید که یک آدم ساده دل رو به تمسخر بگیرید مثل اینکه شما داستان اون شبانی که بسیار با جملات ساده و در اوج سادگی و شاید ناجور با خدای خودش راز ونیاز میکرده نشنیدیددر آن زمان حضرت موسی صحبتهاشو می شنوه و با اون برخورد بدی میکنه که چرا با بروردگارت اینگونه صحبت میکنی در ان هنگام وحی نازل می شود که ای موسی بندگان ما به هر صورت و لحنی که باما صحبت کنند به درگاه ما مقبول واقع میشود زمانی که مطلب شما رو در مورد این جوان ساده دل خوندم خیلی ناراحت شدم اون میخوواسته هم بولی توی ضریح بندازه هم نامه دو کارو با هم انجام داده مطمئن باشید امام رضا(ع) نامه ی اون روقبل از اینکه به دست شما بیفته خوندن.]

خدمت خانم بانون و تمام کسانی که فکر می کنند هدف من از انتشار این نامه وارد شدن در زندگی خصوصی افرادو قصد تمسخر احساسات دیگران است ، عرض شود که این کوچک هیچ وقت چنین قصدی نداشته، بلکه همانطور که در بالا عرض کردم هدف من آسیب شناسی روانی ، اجتماعی و به ویژه مذهبی این عمل است.

آنجا که بانو فرموده اند که حتمن امام رضا ( درود خدا بر او باد ) این نامه را قبل از شما خوانده اند ، عرض می کنم که احتیاجی ندارد ثروت ملی را هدر دهیم و بر روی اسکناس ها و کاغذ برای ائمه اطهار نامه نگاری کنیم بلکه با گفتگو نیز ائمه اطهار صدای ما را می شنوند! این مورد نشانگر این است که متاسفانه مشکلات مذهبی در جامعه ما بسیار گسترده شده است و مردم فراموش کرده اند که خواسته های خود را از چه کسی بخواهند خداوند در قرآن فرموده اند ( بخوانید مرا تا استجابت کنم شما را )،بعضی بر این استدلالن که ائمه ( ع ) واسطه اند بین افراد و خدا ، این موضوع نیز جای بحث دارد اما قابل پذیرش است ولی آیا من و شما هنگامی که به حرم امامان و امام زاده ها می رویم واقعن آنها را واسطه بین خود و خدا می دانیم؟ و یا خواسته های خود را مستقیمن از خودشان درخواست می کنیم؟ همانطور که در نامه درج شده در این وبلاگ مشاهده می کنید، این شخص مستقمین از حضرت امام رضا ( درود خدا بر او باد ) خواسته های خود را خواسته است.

دوستان عزیز حتمن متوجه شده اند که منظور من آن دوست عزیزی که این نامه را نوشتن نبوده است بلکه عمل انجام گرفته توسط ایشان را می خواهم مورد پژوهش قرار دهم و تصمیم دارم بعد از مدتی این پست را بردارم.

با تشکر مدیر وبلاگ