آن روزها

نوشته هاي متفرقه, عمومی نظر دهید »

 فروغ فرخزاد 

 آن روزها رفتند
آن روزهای خوب
آن روزهای سالم سرشار
آن آسمان های پر از پولک
آن شاخساران پر از گیلاس
آن خانه های تکیه داده در حفاظ سبز پیچکها
- به یکدیگر
آن بام های بادبادکهای بازیگوش
آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
ان روزها رفتند
آن روزهایی کز شکاف پلکهای من
آوازهایم ، چون حبابی از هوا لبریز ، می جوشید
چشمم به روی هرچه می لغزید
آنرا چو شیر تازه مینوشد
گویي میان مردمکهای
خرگوش نا ارام شادی بود
هر صبحدم با آفتاب پیر
به دشتهای ناشناس جتجو میرفت
شبها بهنگل های تاریکی فرو می رفت
ادامه ی این مطلب را بخوانید »

!

حقوق خصوصی, نوشته هاي متفرقه, تجربه های وکالت, حقوق مدني, دانشکده, عمومی نظر دهید »

در یکی از پست های وبلاگ كالج حقوق  خانمی کامنتی گذاشته بود که بهتر دیدم آنرا منتشر کنم تا نظر خوانندگان را هم در مورد این مطلب جویا شوم.  

سلام از معایب مهریه بالا گفتین (البته اگه 1014 سکه به نظر شما زیاد باشه) خواستم بگم حتی توی جامعه هم هیچ چیزی بی دلیل عرف نمیشه.داستان زندگی من یه نمونه است: 5 سال پیش با مردی ازدواج کردم که آه در بساط نداشت.برای اینکه بتونیم زندگی را شروع کنیم با بزرگواری تمام از تمام چیزهایی که مورد علاقه دخترهاست (از قبیل جشن ازدواج-خرید عروسی-خرید طلا-ماه عسل و …)چشم پوشی کردم و با یه عقد محضری و یه مراسم ساده خانوادگی در منزل پدرم-با آن مرد ازدواج کردم. درضمن هرچی پس انداز داشتم بهش دادم تا بتواند با وام مسکن خانه بخرد.تمام وسایل زندگی(در حد یه زندگی مرفه) را هم به عنوان جهیزیه با خودم به خانه او آوردم. حتی چیزهایی که در عرف جامعه تهیه آن به عهده مرد است. حتی با پول کادوهای عروسی خانه او را مبلمان کردم.درضمن به مدت 4-5 سال هم خرج زندگی را دادم.(لیسانس دارم و شاغل هستم.درآمدم خوبه ) یعنی خرج خودم و اون و خانه و حتی سفر خارج از کشور و ….البته از همان روزهای اول ازدواج متوجه شدم که طرف من فقط یه آدم دروغگو و متظاهر بوده و من در ازدواج فریب خوردم.ولی قسمت جالبش اینجاست که بعد از گذشت 5 سال که طرف بار قسطهای خرید خانه اش سبک شد خیلی راحت در طی یه مشاجره خانوادگی به من گفت که خانه و زندگی مال اونه و من را از خانه ای که برایش ساختم بیرون کرد. الان چند ماهه که در خانه پدرم زندگی می کنم.هیچ وکیلی حاضر نیست طلاق من را بگیره . چون برای درخواست طلاق (از طرف زن) باید مرد معتاد تزریقی باشه و یا زن را بزور کتک لت و پار کرده باشه و… خیانت و نامردی و پستی و بی شرفی در دین و قانون ما دلیل طلاق نمیشه.تنها کاری که وکلا می توانند برایم انجام دهند این است که ماهی یک سکه از مهریه ام را بگیرند و یا ماهی 100 هزار تومن نفقه. که البته دریافت این پول برای منی که حتی خرج زندگی اون نامرد را هم میدادم پر از کراهت و نفرت است.همین و همین.فقط از خدا می خوام که اون نامرد را به روز اولش برگرداند.این خیلی خواسته زیادیه؟آیا کسی صدای منو میشنود؟فریاد رسی هست؟آقایان!!هل من ناصر ینصرنی؟!!

لطفن نظر خودتان را بیان کنید.

و بالا خره روزِ آخر شد!

نوشته هاي متفرقه, حقوق, دانشکده, عمومی 3 نظر »

 

آخرین روز دوره ی کارشناسی هم رسمن به آخر رسید. آخرین کلاسی که داشتم پزشکی قانونی بود.

افشین

نوشته هاي متفرقه, عمومی یک نظر »

با این که طرفدار پرسپولیس نیستم ( دقیقن بر خلافشم!!!) و خیلی دوست داشتم سپاهان قهرمان بشه! ولی وقتی پرسپولیس قهرمان شد ته دلم خوشحال بودم!!! نمی دونم چرا ! شاید دلیل عمده ی اون مربی تیم پرسپولیس یعنی برادر! افشین قطبی  باشه، مربی زحمت کش، امیدوار و مربی ! این تیم. چقدر دلم می خواست افشین مربی تیم آبی های پایتخت بود.به رحال قهرمانی پرسپولیس به تمام فوتبال دوستان و به خصوص طرفداران این تیم تبریک می گویم. امیدوارم دوستانم این پست را نخوانند!!!

تهران

نوشته هاي متفرقه, حقوق, دانشکده, عمومی 2 نظر »

 

 

بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران - اردیبهشت 87

 

عکس یادگاری در نمایشگاه کتاب تهران - اردیبهشت 87

نمایشگاه کتاب تهران معمولن بهانه ی خوبی است برای رفتن، اما یک بهانه ی دیگر هم داشتم، آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی که من واحد علوم تحقیقات را انتخاب کرده بودم و گرایش خصوصی را. و باید در همان واحد نیز امتحان می دادم. در مدتی که آنجا بودم، رفتم پیش یکی از دوستان که در پلی تکنیک مشغول به تحصیل بود و این بهانه ای دیگر شد تا از نزدیک با دانشجویان پر آوازه ی! پلی تکنیک آشنا شوم. آنچه از این نشست کوتاه مدت با این دانشجویان بر من روشن شد این بود که این دانشجویان نیز مانند همه ی دانشجویان هستند، مثل همه آنها از سلف غذا می گیرند، مثل همه خاکی اند مثل همه درس خوان هستند ولی بیداری و هوشیاری تفاوت بارز آنهاست.
نمایشگاه کتاب را هم بازدید کردیم، راستش آنطور که تصور می کردم نبود، ایرانی ها با سرانه ی کم مطالعه ولی یکی از پر بازدید کننده ترین مردمانند از نمایشگاه کتاب. در نهایت غرفه انتشارات حقوقی را هم پیدا نکردم و البته تمایلی هم به پیدا کردنش نداشتم، چون من هم فقط بازدید کننده بودم و نه افزاینده با سرانه مطالعات کشور! ولی دلیل اصلی اش کمبود وقت بود، راستی ریاست محترم جمهور هم همان روزی که ما به نمایشگاه رفتیم مشرف شدند و مورد استقبال کم نظیر عموم قرار گرفتند.

Persian Gulf

نوشته هاي متفرقه, حقوق بين الملل, حقوق, دانشکده, عمومی نظر دهید »

 

 

اين خليج هميشه فارس است.

دهم ارديبهشت روز جهاني خليج فارس گرامي باد.


WP Theme & Icons by N.Design Studio in Hoqooqdan & hosted by Jahan Ayandeh