تجربه ی دو امتحان در یک روز و یک ساعت
نوشته هاي متفرقه, حقوق, دانشکده, عمومی چهار شنبه 11 ژوئن 2008این ترم آخری چشممون به چه چیزایی باز نمیشه !! امتحان زبان تخصصی و مدنی هشت امروز ساعت هشت صبح با هم داشتم و جالب توجه این جاست که دیروزم پزشکی قانونی داشتم!! دیگه این دَم آخری باید یه فشار اساسی بهمون بیاد که دوره ی کارشناسی کاملن تو یاد بمونه!!!
در حاشیه:
1- خانم ژیلا یک کامنت جالب توجه گذاشتن و از همه جالب تر وبلاگیِ است که تحت عنوان مَهریه های بی مهر!!!! توسط ایشان مدیریت می شود.
2- آقای امیر مقامی هم در وبلاگِ پر بارش در رگ تاک مطلبی تحت عنوان ضرب الاجل برای امر خیر نوشتن که خواندنش خالی از فایده نیست.
شنبه 21 ژوئن 2008 در 11:36 am
سلام می بینم که ذوق ادبیتون هم بد نیست آخه می گفتید ادبیات رو زیاد دوست ندارید شعر فروغ عالی بود برای خودم سیوش کردم اگر چه قبلا خونده بودم اما نداشتمش راسی تبریک می گم شیرینی فارغ التحصیلی یادتون نره ما که هنوز در خدمت این دانشگاه درپیت هستیمالتماس دعا برای وسعت قلب …
برامون دعا کنید ممنون وکیل موفق کشور می گم چون به این جمله ام اعتقاد دارم فقط همیشه یادتون باشه اون بالایی داره نگاتون می کنه موفق باشید رضایی