دفترچه نظام وظیفه

نوشته هاي متفرقه, دانشکده, عمومی 7 نظر »

دیروز یک دفترچه راهنمای خدمت نظام وظیفه از اداره پست خریدم. راستش یکی از دوستانم چندی پیش درخواستش را فرستاده بود و نوبت اعزامش تیرماه 88 شده بود. هر چند من می خواهم طوری اعزام شوم که به امتحان کنکور دولتی و آزاد برسم ولی نه اینقدر دیر بشود که از کار و زندگی ام بمانم. پس هر چه سریعتر می فرستم که حداقل همان تیر88 نوبتم بشود تا زیر پرچم خدمت کنم. هرچند امسال قبول شدنم در دانشگاه قطعی است ولی تا زمان آمدن نتایج از فرصت استفاده می کنم و سه ماهه آموزشی را تمام می کنم.

گریمورهای حرفه ای

نوشته هاي متفرقه, دانشکده, عمومی نظر دهید »

چند وقت است که سریالی از یکی از شبکه های تلویزیون پخش می شود (دقیقاً مطمئن نیستم از کدام یک از کانال ها) که مربوط به داستان زندگی حضرت یوسف (ع) است.حضرت یوسف یکی از پیامبرانی است که خداوند به او نعمت زیبایی فوق الوصفی بخشیده بود.امروز برای یکسری کارهای اداری به دانشگاه رفتم و چندنفر از دانشجوها دور هم جمع شده بودند و با هم شوخی و بذله گویی می کردند و یکی از آنها گفت من امروز از خیابان که رد می شدم همه با چاقو دستهای خود را بریدند، من ابتدا متوجه نشدم ولی دوستانی که اطرافش جمع شده بودند حرف های در مورد زلیخا و سایر شخصیتهای داستان حضرت یوسف (ع) زدند و من تازه متوجه شدم در مورد این پیامبر عظیم الشان صحبت می کنند، یکی از آنها که گویا داناتر از بقیه بود، گفت کارتان به جایی رسیده است که خودتان را به پیامبر خدا تشبیه می کنید!!! ؛ راستش این صحنه باعث رنجش خاطرم شد، هر چند که می دانم آن دانشجوها برای پر کردن اوقات خودشان فقط می خواهند کمی بخندند و اصلا قصد توهین به مقدسات را ندارند ولی نباید زمینه ی ایجاد توهین خواسته یا ناخواسته فراهم شود. 

هر چند من معتقدم در کشورمان گریمورهای بسیار قوی و کار کشته ای داریم ولی هر چقدر هم قوی باشند نمی توانند چهره ای به زیبایی حضرت یوسف (ع) خلق کنند! و این ناتوانی باعث برداشت های نادرست نظیر آنچه در بالا گفتم در بین بعضی از افراد ساده اندیش می شود. قبل ها چهره ی ائمه و انبیا (ع) را با هاله ای از نور نشان می دادند که به نظرم این مورد هم شان و شخصیت این بزرگان را حفظ می کرد هم باعث می شد داستان فیلم پیش برود.

کریمی چرا نیامد؟

نوشته هاي متفرقه, عمومی 2 نظر »

علی کریمی بازیکن پر افتخار ماست. هر اسمی هم که پسوند “ملی” می گیرد، دیگر ملک شخصی نیست که مالک آن حق هرگونه تصرف و انتفاع را داشته باشد!، تیم ملی متعلق به همه ی مردم ایران است.به نظر من هر کس به تیم ملی دعوت می شود باید مانند یک سرباز برای کشورش خدمت کند! راستش دفعه ی قبل که کریمی به تیم ملی دعوت شد و آن ماجراها برایش پیش آمد! و توهینی که به او شد خیلی ناراحتم کرد! کریمی بازیکن معمولی نیست، سال ها برای تیم ملی اش زحمت کشیده و درست نبود به خاطر یک انتقاد به آن شکل با او رفتار می شد…! همچنین کریمی بازیکن آگاه و باشعوری است و شرایط را بهتر از مایی که بیرون از گود نشسته ایم تحلیل و درک می کند، او می داند که چرا در حال حاضر به تیم ملی دعوت شده و این مورد را هم در نامه اش بیان کرده است.به نظرم او می خواسته تیم ملی را از حاشیه دور کند، چرا که یک تیم ملیِ ضعیف بدون بازیکن مشهور و بدون حاشیه و با انگیزه بهتر از یک تیم ملی با بازیکنان مشهورِ درگیر حاشیه و بی انگیزه می تواند نتیجه بگیرد؛ پس عدم قبول دعوت به تیم ملی او بیشتر به نفع تیم ملی و ملت بوده است.  به هر حال امیدوارم این مشکلات از فوتبال ما دور شود و با تمام قوا وارد میادین شویم!

فوق لیسانس حقوق جزا - پیک موتوری

نوشته هاي متفرقه, دانشکده, عمومی یک نظر »

یک جلد کتاب قانون تجارت در نظم حقوق کنونی و چند جلد تست خریدم، دو تا از بچه های دانشگاه که ریاضی می خواندن، بعد از اخذ مدرک لیسانس، اقدام به تاسیس یک پیک موتوری کرده اند و مشغول به خدمات دهی هستند، با دوستم یک سری به دفترشون زدیم، طبقه ی سوم یک بازار معروف در یک اتاق محقر دفتر اجاره کرده بودند ولی به همه چی شباهت داشت الا دفتر! البته به نظر راضی بودند، تو این وضعیت بی کاری بالاخره اینها کلی زرنگ و خوش شانس بودند که یک منبع درآمدی دارند! نکته جالب و تا حدودی شگفت انگیز که البته تو این دوره زمانه دیگر آدم را شگفت زده نمی کند! این بود که در این پیک موتوری همه ی خدمه تحصیل کرده بودند و حتا بینشان یک نفر دانشجوی فوق لیسانس حقوق جزا هم بود!!! دوستم که تازه فوق لیسانس حقوق خصوصی قبول شده بود، داشت در مورد وضعیت دانشگاهش صحبت می کرد، که نفر بغل دستیش که گویا خودش مهندسی خوانده بود، با حالت توهین آمیزی به دانشجوی کارشناسی حقوق جزا اشاره کرد و گفت اینم فوق لیسانس داره!!!البته به نظرم کم کاری از خودش بود چون وقتی ازش پرسیدم چرا نرفتین دنبال وکالت؟ جواب داد تا حالا دو بار شرکت کردم و قبول نشدم و حتا یک بارم ماده 187 شرکت کرده بود ولی قبول نشده بود! و بهانه اش این بود که متاهلم و درگیر زندگی! [نکته آموزشی: در دوران دانشجوی حدالامکان ازدواج نکنید!] 

چقدر دلم برای خودم و امثال خودم می سوزد که با چه سختی درس می خوانیم و از خرج تفریح و زندگی می زنیم و هزینه ی درس و کتاب می کنیم و آخرش هم … ولی بعضی با مدارک بسیار نازل سمتهای کلیدی می گیرند…

خصوصی

نوشته هاي متفرقه, عمومی یک نظر »

چند وقتی است به خصوصی سازی رو آوردم! یعنی تمایل بیشتری پیدا کردم که کارهایم را در  مؤسسات خصوصی  نظیر بانک ها، شرکت ها و … انجام دهم. شاید دلیل اصلی اش خدمات بسیار خوب و از همه مهم تر احترامی که برای مشتریان و مراجعه کنندگان قائلند. چند وقت است در یک بانک خصوصی حساب باز کردم  و از خدمات اینترنتی و تلفنی و… استفاده می کنم و از همه مهمتر از رفتار خوب کارمندان آن رضایت کامل دارم.

خداحافظ تا سال دیگر…

عمومی نظر دهید »

عید سعید فطر بر همه مسلمانان جهان خجسته باد. هر آمدنی را رفتنی است. رمضان هم رفت، و در پایان عید بزرگ فطر هدیه ای است برای یک ماه عبادت کردن. عید فطر یکی از بزرگترین اعیاد مذهبی مسلمانان است. من این عید را خیلی دوست دارم. امیدوارم سال دیگر هم بتوانم به این مهمانی پر محبت خدا دعوت بشوم. دلم برای سحری بیدار شدن ها و افطار خردن ها تنگ می شود. ولی باید بگویم، خداحافظ تا سال دیگر…


WP Theme & Icons by N.Design Studio in Hoqooqdan & hosted by Jahan Ayandeh
/خروجی مطالب/ /خروجی نظرات/ ورود